تبلیغات

Flash Embed Code

Flash Embed Code

Flash Embed Code

Flash Embed Code

gfrdd - جوک و لطیفه

جوک و لطیفه

شنبه 13 شهریور 1389 05:12 ب.ظنویسنده : علی همتی

 
لطیفه های کوتاه

گنجشک تهرانی : داش جیک جیک گنجشک اصفهانی:جیک جیکسا  

  •  
    لطیفه های کوتاه

    در یک حرکت انتحاری 70 میلیون ایرانی دست به دست هم دهیم و به سمت خورشید فوت کنیم تا هوا خنک بشه. زمان رو تنظیم کنید: ساعت 12 ظهر فردا... همگی فوت کنید مطمئن باشید تاثیر داره... لطفا اطلاع رسانی کنید.

  •  
    لطیفه های کوتاه

    یاد اون روزها بخیر. وقتى من بچه بودم، مادرم یک تومن به من مى داد و مرا به فروشگاه مى فرستاد و من با ٣ کیلو سیب زمینى، دو بسته نان، سه پاکت شیر، یک کیلو پنیر، یک بسته چاى و دوازده تا تخم مرغ به خانه برمى گشتم. اما الان دیگه از این خبرها نیست... !همه جا توى فروشگاه ها دوربین گذاشته اند

  •  
    لطیفه های تاریخ گذشته

    غضنفر میره مکه وقتی برمیگرده ازش می پرسن چه طور بود؟ خوش گذشت؟

    میگه :همه چی عالی بود هتل 5ستاره، امکانات توپ، جنسا ارزون و.... یه جای دیگه هم بود که مردم دورش میچرخیدن شلوغ بود من نرفتم.

     

  •  
    لطیفه های تاریخ گذشته

    غضنفر به عنوان چتر باز میره تو نیرو هوایی

    روز مانور که میرسه فرماندش بهش میگه: وقتی پریدی پایین دکمه سبز رو فشار میدی چتر باز میشه اگه باز نشد دکمه قرمز رو فشار میدی حتما باز میشه وقتی رسیدی پایین اونجا یک ماشین هست که میارتد پادگان.

    خلاصه میپره پایین دکمه سبز رو میزنه وا نمیشه! دکمه قرمز رو میزنه وا نمیشه! بعد با عصبانیت میگه:

    اگه شانس ماست برسیم پایین ماشینم رفته!

     

  •  
    لطیفه های کوتاه

    یک روز یک هواپیما از ایران داشته به سمت پاریس میرفته. بعد از چند دقیقه خلبان از بلندگو میگه: خلبان اسپیکینگ مسافران لیسینینگ! موتور چپ هواپیما از کار افتاد ولی شما نگران نباشید من یک خلبان حرفه ای ام و شما رو سالم می رسونم.

    دوباره چند دقیقه بعد خلبانه می گه: خلبان اسپیکینگ مسافران لیسینینگ موتور راست هواپیما هم از کار افتاد ولی شما نگران نباشید من حرفه ای ام و و فرودگاه هم نزدیکه.

    باز بعد از چند دقیقه اینبار می گه: خلبان اسپیکینگ مسافران لیسینینگ پلیز ریپید افتر می: اشهد ان لا الله الا الله.......

  •  
    لطیفه های کوتاه

    یه روز یه پیرمردی عزرائیل رو می بینه که داره از دور میادطرفش. ازترس جونش فرارمی کنه می ره داخل یه مهد کودک کنار بچه ها می شینه شروع می کنه به بیسکویت خوردن.
    عزرائیل میادپیشش ومیگه: داری چیکار می کنی؟
    پیرمرد با صدای بچه گانه میگه: دارم قاقا میخورم.
    عزرئیل میگه: پس قاقاتو بخور بریم دَدَر.
     

  •  
    لطیفه های کوتاه

    به غضنفر میگن اگه یه دختر بهت پا بده چی کار می کنی؟ میگه خوب میدمش به یه جانباز!

  •  
    لطیفه های کوتاه

    غضنفر یه تیکه آشغال می پره  تو چشمش . می ره جلوی آینه  تو چشش فوت میكنه. خانمش بهش میگه دیوونه تو فوت نكن بذار اون فوت كنه!

  •  
    لطیفه های کودکانه

    بچه: بابا هواپیمای به این بزرگی رو چطور می دزدن؟

    بابا: اول صبر می کنند بره بالا, کوچیک که شد بعد می دزدنش

  •  
    ملانصرالدین

    جمعی در میدان بزرگ ده بر سر ماجرائی حقیر دعوا می کردند و دشنه و خنجر از چپ و راست بر همدیگر حوالت می نمودند. در گوشه ی میدان الاغی بایستاده و خاموش در هیاهوی آنان می نگریست. ملانصرالدین به آرامی سر در گوش الاغ برد و گفت: اینان را ببخشایید که نام خود بر شما نهاده اند!

  •  
    لطیفه های قدیمی

    روزی هارون الرشید از بهلول پرسید: بزرگترین جانور دریا كدامست؟ گفت نهنگ، پرسید: بزرگترین جانور خشكی كدامست؟ گفت:استغفرا...! كدام جانور را جرات آن باشد كه خود را بزرگتر از حضرت خلیفه پندارد؟!!

  •  
    لطیفه های کوتاه

    به غضنفر میگن نظرت در باره ی توپ فوتبال چیه؟ یه كم فكر می كنه میگه:شطرنج گردالی..؟!

  •  
    لطیفه های قدیمی

    روزی خواجه ای در میان دسته ای از عوام، اندر فواید سحرخیزی سخن می راند كه: ایهاالناس! همانند من كه همواره صبح زود از خواب برمی خیزم عمل كنید كه فواید بسیاری بر آن مترتب است. بهلول در آن جمع بود، گفت: ای خواجه! تو از خواب برنمی خیزی، از رختخواب برمی خیزی! و میان این دو تفاوت از ارض تا سماء است..؟!

  •  
    لطیفه های کوتاه

    یارو تو ماشینش آهنگ عربی گذاشته بود با صدای بلند. بهش گیر می دن می گه: ای بابا نمی زارید تو این ماه محرم یه قران شاد گوش بدیم!

  •  
    لطیفه های کوتاه

    به غضنفر میگن با عذاب جمله بساز میگه ماهی هر وقت از آب بگیری تازه است.

  •  
    لطیفه های کوتاه

    به غضنفر میگن با جوراب جمله بساز میگه من وقتی تشنه میشم بد جوراب می خورم!

  •  
    لطیفه های کوتاه

    دایناسوره به دوست دخترش میگه میای بریم سینما …میگه نه!… میای بریم شام.. میگه نه! ..میای بریم خونمون… میگه نه!….. دایناسوره میگه … به درک خوب همین کارارو کردی نسلمون منقرض شد دیگه!

  • لطیفه های کوتاه

    غضنفر چهار تا قالب صابون می‌خوره تا به مرز خودكفایی برسه!

  • لطیفه های پزشکی

    دکتره نبض بیمار را گرفت و گفت: نمی‌دانم مریض مرده یا ساعت من خوابیده!


  • آخرین ویرایش: - -

     
    دوشنبه 16 مرداد 1396 12:28 ب.ظ
    Informative article, just what I wanted to find.
    شنبه 7 مرداد 1396 08:58 ق.ظ
    Hurrah! Finally I got a website from where I be able to actually obtain valuable information regarding my study and knowledge.
     
    لبخندناراحتچشمک
    نیشخندبغلسوال
    قلبخجالتزبان
    ماچتعجبعصبانی
    عینکشیطانگریه
    خندهقهقههخداحافظ
    سبزقهرهورا
    دستگلتفکر